محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4822
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عمرو مخزومى كه وى را در ميان گرفته بودند باز داشت ، سعيد براى مروان دعوت مىكرد و به نزد ابو العسكر بود و مغز و طبرزد مىخورد . » گويد : عيسى ، ابو العسكر را همراه برد و چون به درهء نخل رسيد او و مسعودى بن عبد الرحمان به جاى ماندند تا وقتى كه محمد كشته شد و چون خبر به ابو جعفر رسيد به عيسى بن موسى گفت : « چرا گردنش را نزدى ؟ » عبد الله بن محمد گويد : ابو جعفر وقتى با عيسى بن موسى وداع مىكرد به دو گفت : « اى عيسى ، من ترا به ما بين اين دو مىفرستم - و به پهلوى خويش اشاره كرد - اگر به آن مرد دست يافتى شمشير خويش را غلاف كن و همه را امان بده اگر نهان شد ، تعهد امان كن تا وى را پيش تو آرند كه مىدانند كجاها مىرود . » گويد : وقتى عيسى وارد مدينه شد چنان كرد . محمد بن عمر گويد : ابو جعفر ، عيسى بن موسى را كه نوادهء عباس بود به مقابلهء محمد بن عبد الله فرستاد كه در مدينه بود . محمد پسر امير مؤمنان را نيز با گروهى از سرداران و سپاهيان خراسان همراه وى فرستاد . حميد بن قحطبهء طايى بر مقدمهء عيسى ابن موسى بود ، آنها را به اسب و استر و سلاح و آذوقه مجهز كرد كه چيزى كم نبود . ابو الكرام جعفرى را نيز با عيسى بن موسى فرستاد ، وى از ياران ابو جعفر بود و طرفدار بنى عباس بود ابو جعفر به او اعتماد داشت كه او را فرستاد و . . . [ 1 ] عيسى به نقل از پدر خويش گويد : ابو جعفر به عيسى بن موسى نوشت : هر كس از خاندان ابو طالب به نزد تو آمد نام وى را براى من بنويس و هر كه پيش تو نيامد ، مالش را بگير . گويد : عيسى چشمهء ابو زياد را گرفت كه جعفر بن محمد از او روى نهان كرده بود ، وقتى ابو جعفر بيامد ، جعفر با وى سخن كرد و گفت : « از آن من است . »
--> [ 1 ] متن افتاده دارد .